السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

609

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

غلوه غَلوَه : نهايت برد پرتاب تير . غلوه در لغت به معناى مقدار پرتاب تير ، مسافت سيصد تا چهارصد ذراع و 25 غلوه معادل يك فرسخ آمده است . 1 مراد از غلوه در فقه ، معناى نخست است . مراد از مقدار پرتاب تير ، مسافتى است كه تيرانداز معمولى ( معتدل القدره ) از كمان معمولى ، در هواى آرام و بدون باد ، تير معمولى را پرتاب مىكند . 2 اين مسافت ، معادل تقريبى دويست گام ذكر شده است . 3 عنوان ياد شده به مناسبت در باب طهارت آمده است . كسى كه در بيابان براى وضو يا غسل جهت نماز آب ندارد ، بايد براى يافتن آن به جست و جو بپردازد . حدّ جست و جو بنابر قول مشهور ، در زمين ناهموار يك غلوه و در زمين هموار ، دو غلوه از چهار جهت است و با يأس از يافتن آب در اين حدود ، مىتواند تيمّم كند ( - - ) تيمّم ) . غَلّه - - ) غلات اربع غَلَيان - - ) جوشيدن غم - - ) اندوه غمره غَمرَه : محلى در وسط وادى عقيق ، بين مسلخ و ذات عِرق . از آن به مناسبت در باب حج نام برده‌اند . از جمله ميقاتها ( - - ) ميقات ) عقيق است كه آغاز آن مسلخ ، ميانهء آن غمره و نهايتش ذات عرق است . 1 به قول مشهور ، احرام بستن از تمامى محدودهء عقيق جايز است ؛ ليكن در صورت مُحرم نشدن از مسلخ ، افضل آن است كه از غمره محرم شود 2 ( - - ) احرام ) . غَموس ؛ قسم - - ) قسم غموس غنا غِنا : توانگرى ؛ مقابل فقر .

--> ( 1 ) . مجمع البحرين ، واژهء « غلو » * ( 2 ) . كشف اللثام 2 / 433 ؛ جواهر الكلام 5 / 79 * ( 3 ) . لوامع صاحبقرانى 1 / 694 . ( 1 ) . جواهر الكلام 18 / 105 * ( 2 ) . 104 ؛ معتمد العروة ( الحج ) 2 / 346 .